قاسمیون
کانون فرهنگی هنری قاسم ابن الحسن (علیه السلام) کرمان
درباره وبلاگ


کانون فرهنگی قاسم بن الحسن علیه السلام در سال 1386 زیر نظر دبیرخانه کانون های فرهنگی استان کرمان تاسیس گردید. در کمتر از یک سال جزو برترین کانون های فرهنگی استان کرمان قرار گرفت.هدف از تشکیل این وبلاگ بصیرت افزایی به همه جوانان و نوجوانان کشورمان علی الخصوص جوانان دیار کریمان است.

آدرس : کرمان - خیابان ابوذر جنوبی - کوچه شماره هشت - جنب مسجد قاسم ابن الحسن علیه السلام

مدیر وبلاگ : محمدصابر باغخانی پور

منتظر فرج باش!  

در پایان نامه امام عسکری  به عالم بزرگوار- پدر شیخ صدوق- و بر تو باد كه صبر و شكیبایی ورزی و منتظر فرج باشی، همانا پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: افضل اعمال امت من انتظار فرج است.
شیعیان ما پیوسته در حزن و اندوه خواهند بود تا فرزندم امام قائم  ظاهر شود، همان كه پیامبر (صلی الله علی و آله) بشارت داد كه زمین را از قسط و عدل پر می كند همچنانكه از ظلم و جور پر شده است.
ای بزرگمرد و مورد اعتماد من ابالحسن –کنیه ابن بابویه- صبر كن و شیعه مرا به صبر فرمان ده، همانا زمین از آن خداست كه بندگانش را وارث آن می سازد، و سر انجام نیكو برای پرهیزكاران است و سلام و رحمت خدا و بركات او بر تو و بر همه شیعیانم باد و خدا ما را كافی است و چه خوب وكیل و مولی و یاوری است.

(علل الشرائع مقدمه ج1 ص4)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یک مینی بوس طلبه برای تبلیغ . هرکدام با یک ساک پر از اعلامیه و عکس امام ، پخش شدیم توی روستاها. قرار بود ده شب سخنرانی کنیم؛ از اول محرم تاشب عاشورا. هر شب از شریف امامی ، شب عاشورا باید از شاه می گفتیم. توی همه ی روستا ها هم آهنگ عمل می کردیم. مصطفی ده بالا بود. خبر ها اول به او می رسید. پیغام داده بود « باید از مردم امضا بگیریم. یه طومار درست کنیم؛ بفرستیم قم برای حمایت از امام.» شب ها بعد از سخن رانی امضاها را جمع می کردیم. شب پنجم ساواک خبر دار شد. مجبور شدیم فرار کنیم.  شهید مصطفی ردانی پور


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 27 خرداد 1393
برخورد منطقى با سخن چین  

شخصى سخن چین، به حضور امام حسن رسیده عرض كرد: فلانى از شما بدگویى مى كند.
امام به جاى تشویق چهره درهم كشید و به او فرمود: تو مرا به زحمت انداختى .
از این كه غیبت یك مسلمان را شنیدم باید درباره خود استغفار كنم و از این كه گفتى آن شخص با بدگویى از من ، مرتكب گناه شده بایستى براى او نیز دعا كنم .


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ترس از مرگ  

روزى شخصى از حضرت جواد الائمّه سؤال كرد: چرا اكثر مردم از مرگ مى ترسند و از آن هراسناك مى باشند؟ امام جواد  در پاسخ اظهار داشت: چون مردم نسبت به مرگ نادان هستند و از آن اطّلاعى ندارند، وحشت مى كنند.
و چنانچه انسان ها مرگ را مى شناختند و خود را بنده خداوند متعال و نیز از دوستان و پیروان و اهل بیت عصمت قرار مى دادند، نسبت به آن خوش بین و شادمان مى گشتند و مى فهمیدند كه سراى آخرت براى آنان از دنیا و سراى فانى، به مراتب بهتر است.
پس از آن فرمود: آیا مى دانید كه چرا كودكان و دیوانگان نسبت به بعضى از داروها و درمان ها بدبین هستند و خوششان نمى آید، با این كه براى سلامتى آن ها مفید و سودمند مى باشد؛ و درد و ناراحتى آن ها را برطرف مى كند؟
چون آنان جاهل و نادان هستند و نمى دانند كه دارو نجات بخش خواهد بود. سپس افزود: سوگند به آن خدائى ، كه محمّد مصطفى  را به حقّانیّت مبعوث نمود، كسى كه هر لحظه خود را آماده مرگ بداند و نسبت به اعمال و رفتار خود بى تفاوت و بى توجّه نباشد، مرگ برایش بهترین درمان و نجات خواهد بود.
و نیز مرگ تامین كننده سعادت و خوش بختى او در جهان جاوید مى باشد؛ و او در آن سراى جاوید از انواع نعمت هاى وافر الهى ، بهره مند و برخوردار خواهد بود.

اختصاص شیخ مفید: ص 55.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

راز سجده در بین راه  

هشام بن احمر مى گوید: همراه امام كاظم  بودم ، آن حضرت سوار بر مركب بود و با هم در خارج شهر مدینه حركت مى كردیم، ناگاه دیدم آن حضرت از مركب و پیاده شد به سجده افتاد، و سجده طولانى انجام داد، سپس سر بلند كرد.
از آن حضرت پرسید: قربانت گردم چرا سجده طولانى نمودى ؟
امام كاظم : هنگام حركت به یاد نعمتى افتادم كه خداوند به من عطا فرموده است ، و خواستم خدا را به خاطر آن نعمت سجده كنم (و در حال سجده از او شكر و سپاس نمایم )


اصول كافى حدیث 261، ص 98 ج 2

.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

امام عصر انتقام گیرنده خون امام حسین   

عصر امام صادق  بود، یكى از شاگردان امام صادق  به نام كرّام مى گوید: پیش خود سوگند یاد كردم كه هرگز در روز غذا نخورم (روزه بگیرم) تا حضرت قائم آل محمد ظهور كند، به حضور امام صادق  رفتم و عرض كردم :شخصى از شیعیان سوگند یاد كرده كه هرگز روزها غذا نخورد تا امام قائم ظهور نماید، چه صورت دارد؟
امام صادق  فرمود: بنابراین اى كرام! باید هر روز را روزه بگیرى، ولى دو روز در ایام سال یعنى عید قربان و عید فطر را روزه نگیر، و همچنین سه روز تشریق (روز 11و 12 و 13 ذیحجه ) و وقتى كه بیمار و مسافر هستى روزه نگیر، (براى اینكه بدانى در انتظار حضرت قائم ، تا چه اندازه مهم است ، به این مطلب توجه كن :) هنگامى كه امام حسین  به شهادت رسید، آسمانها و زمین و هر چه در آنها است و فرشتگان ناله كردند و گفتند: خداوندا به ما اجازه بده مخلوقات را هلاك و نابود كنیم ، زیرا به حریم تو بى احترامى كردند، و برگزیده تو را كشتند.
خداوند به آنها وحى كرد: اى فرشتگان و آسمانها و زمین ، آرام باشید. سپس خداوند، یك پرده از پرده ها را عقب زد، محمد و دوازده وصى او در آنجا بودند، آنگاه دست قائم را گرفت و سه بار فرمود: اى فرشتگانم و اى آسمانها و زمینم، به وسیله این (قائم ) انتقام مى گیرم از (خون ) این (امام حسین ).


الكافی ، باب ما جاء فى الاثنى عشر ...حدیث 19، ج 1، ص 534 .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
ادامه  داستان تولد امام زمان  

بعد از افطار و نماز عشا به بستر رفتم. چون پاسى از نیمه ى شب گذشت، برخاستم و نماز شب را به جا آوردم، بعداز تعقیب نماز به خواب رفتم و دوباره بیدار شدم. در این هنگام، نرجس نیز بیدار شد و نماز شب را به جا آورد. سپس از اتاق بیرون رفتم، تا از طلوع فجر باخبر شوم; دیدم فجر اول طلوع کرده و نرجس در خواب است. در این حال، به ذهنم خطور کرد که چرا حجت خدا آشکار نشد؟! نزدیک بود شکى در دلم ایجاد شود که ناگهان حضرت امام حسن عسکرى  از اتاق مجاور صدا زدند: اى عمه! شتاب مکن که موعود نزدیک است. من مشغول خواندن سوره «الم سجده» و «یس» شدم. در این هنگام ناگهان نرجس خاتون با ناراحتى از خواب بیدار شد. من او را به سینه چسباندم و نام خدا را بر زبان جارى کردم. امام حسن عسکرى  فرمود: سوره ى قدر را برایش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسیدم: حالت چطور است؟ گفت: آنچه مولایت فرموده بود ظاهر شد. من دوباره سوره ى قدر را خواندم. کودک نیز در شکم مادر، همراه من سوره ى قدر را خواند که من ترسیدم. در این هنگام پرده ى نورى میان من و او کشیده شد، ناگاه متوجه شدم کودک ولادت یافته است. چون جامه را از روى نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذکر خدا بود. هنگامى که او را برگرفتم، دیدم پاک و پاکیزه است. در این موقع حضرت امام حسن عسکرى  صدا زدند: عمه! فرزندم را نزد من بیاور. وقتى نوزاد را نزد حضرت بردم، وى را در آغوش گرفت، و بر دست و چشم کودک دست کشید و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت: «اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله» پس از آن به امامت امیرالمؤمنین  و سایر امامان معصوم (علیهم السلام) شهادت داد و چون به نام خود رسید فرمود: «اللهم انجزلى وعدى و اتمم لى امرى و ثبت و طأتى واملاء الارض بى عدلا و قسطاً» «پروردگارا! وعده ى مرا قطعى گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمین را به وسیله ى من از عدل و داد پر کن.»
( بحارالانوار، ج 51، ص 19، منتهى الامال، ج 2، ص 285، غیبت شیخ طوسى ص 141)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

داستان تولد امام زمان

شرایط زمان تولد امام زمان  شرایط عادى نبود، زیرا طبق روایات منقول از پیامبر اسلام  مهدى آل محمد ـ آن که ستمگران را نابود و زمین را پر از عدل و داد مى کند ـ فرزند امام حسن عسکرى  است. از این رو دستگاه خلافت عباسى امام حسن عسکرى  را در شهر سامرا تحت نظر داشت، و منتظر بود تا اگر فرزندى از ایشان به دنیا آید، او را بکشد، همان گونه که فرعون، در کمین بود تا اگر حضرت موسى  به دنیا آید، او را به قتل برساند. در این شرایط خفقان و غیر عادى، حضرت مهدى  مخفیانه به دنیا آمدند.
جریان تولد حضرت را حکیمه خاتون، دختر امام جواد  و عمه ى امام حسن عسکرى  این گونه بازگو کرده است:
«ابو محمد امام حسن عسکرى شخصى را دنبال من فرستاد که امشب ـ شب نیمه ى شعبان ـ براى افطار نزد ما بیا، زیرا خداوند امشب حجتش را آشکار مى کند. پرسیدم این مولود از چه کسى است؟ حضرت فرمود: از نرجس خاتون. عرض کردم: من در نرجس خاتون آثار باردارى نمى بینم حضرت فرمود: موضوع همین است که گفتم.
من در حالى که نشسته بودم، نرجس آمد و کفش مرا از پایم بیرون آورد و فرمود: بانوى من حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و خانواده ام هستى. او از سخن من تعجب کرد و ناراحت شد و فرمود: این چه سخنى است؟ گفتم: خداوند در این شب به تو فرزندى عطا مى کند که سرور و آقاى دنیا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از این سخن من خجالت کشید .

ادامه دارد....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سیمای امام زمان  در کودکی  

شیخ صدوق (ره ) به سند خود، از یعقوب بن منقوس (ره ) نقل مى كند كه گفت : روزى به حضور امام حسن عسكرى  رفتم ، دیدم روى سكوئى در خانه اش ، نشسته ، و در طرف راست آن سكو، اطاقى بود و بر در آن پرده اى آویخته شده بود، عرض كردم : ((آقاى من ! (بعد از شما) صاحب امر كیست ؟))
فرمود: پرده اطاق را بالا بزن ، پرده را بالا زدم ، ناگاه پسرى كه قامتش حدود پنج وجب بود، از اطاق بیرون آمد، ظاهر او نشان مى داد كه حدود هشت یا ده سال دارد (البته آن حضرت در این هنگام پنج سال داشت ، ولى قامت رشید او چنان نشان مى داد)، پیشانى روشن ، و صورت سفید، و چشمان درخشنده ، و كفهاى دستش زبر و خشن ، و سر زانوانش به طرف زمین مایل بود، و در گونه راستش خالى وجود داشت و بر سرش زلف بود، آمد و روى زانوى امام حسن نشست ، امام حسن فرمود: ((صاحب شما اسن است ))سپس او بر جهید و رفت ، امام حسن ادخل الى الوقت المعلوم : ((داخل خانه شو تا روز وقت معلوم ))او وارد آن اطاق شد، من او را دیدم كه به آن اطاق رفت ، امام حسن به من فرمود: ((به اطاق نگاه كن )) به اطاق نگاه كردم ، كسى را در آنجا ندیدم .

داستانهاى شنیدنى از چهارده معصوم علیهم السلام
نوشته : محمد محمدى اشتهاردى



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اسرار زندگى و خانواده ات را براى هر كسى بازگو نكن   

شخصى به نام مفضّل بن قیس حكایت نماید:
روزى به محضر مبارك امام صادق  وارد شدم ؛ و بعضى از مشكلات زندگى خود و خانواده ام را براى آن حضرت بازگو كردم .
امام  به كنیز خود فرمود: آن كیسه را بیاور.
هنگامى كه كنیز كیسه را آورد، حضرت به من فرمود: در این كیسه مقدار چهارصد دینار است ، كه منصور دوانیقى آن ها را براى ما ارسال داشته است ، آن ها را بردار و مشكلات زندگى خود و خانواده ات را برطرف نما.
پس از آن كه كیسه را گرفتم ، عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه ! من تقاضاى پول نكردم ؛ بلكه خواستم در حقّ ما به درگاه خداوند متعال دعائى كنى ، تا به دعاى شما گرفتارى هاى ما برطرف گردد.
امام  فرمود: مانعى ندارد، این پول ها را بردار؛ و به همین زودى به درگاه خداوند سبحان دعا مى كنم ، كه ان شاء اللّه ؛ به خواسته هایت برسى .
و در پایان به عنوان موعظه و نصیحت فرمود: مواظب باش كه اسرار زندگى و خانواده ات را براى هر كسى بازگو نكنى ؛ كه خود را در نزد افراد، بى جهت سبك خواهى كرد.


اختیار معرفة الرّجال : ص 183، ح 320، و 322.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اهمیّت تعلیم و تعلّم  

در كتاب مناقب آل ابى طالب آمده است: حضرت ابا عبداللّه الحسین  یكى از فرزندان خود را به مكتب خانه اى فرستاد.
پس از گذشت چند روزى، معلّم - كه عبدالرّحمان سلمى نام داشت - سوره مباركه «حمد» را به وى تعلیم نمود. بعد از آن كه فرزند، از مكتب به منزل مراجعت كرد، سوره حمد را براى پدرش امام حسین  قرائت نمود.
امام ، به جهت این آموزش معلّم، مبلغى معادل یك هزار دینار؛ و حُلّه به وى اهداء كرده و او را تشویق و دل گرم نمود، همچنین دهانش را پُر از دُرّ كرد.
شخصى كه شاهد این جریان بود، از این برخورد تعجّب كرد و سپس لب به اعتراض گشود؛ و اظهار داشت : آیا آن همه هدایا به یك معلّم پرداخت مى شود؟!
امام حسین  در پاسخ به او، با متانت چنین فرمود: این هدایا نسبت به كار معلّم كه همانا تعلیم و تربیت فرزندان است بسیار ناچیز و بى ارزش خواهد بود.
و سپس اشعارى را بدین مضمون سرود:
هنگامى كه دنیا به تو روى آورد؛ پس تا مى توانى به وسیله آن به مردم نیكى و احسان كن ، پیش از آن كه دنیا از تو روى گرداند؛ و تو ناتوان و عاجز گردى.
و توجّه داشته باش كه نه جود و سخاوت، نیكى و محبّت را نابود مى گرداند و نه بخل و حسادت مى تواند اموال و ثروتى را، تا ابد نگه دارد.


مناقب آل ابى طالب : ج 3، ص 66، حلیة الابرار: ج 3، ص 183، ح 4.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پذیرش دكانها، بابت بدهكارى سهم امام   

عصر غیبت صغرى بود، محمد بن هارون مى گوید: پانصد دینار سهم امام به ناحیه مقدسه امام عصر بدهكار بودم، ولى در مضیقه بودم و دستم تهى بود، از این رو در مورد بدهكارى خود ناراحت بودم ، پیش خود بدون آنكه به زبان بیاورم، گفتم :دكانهائى دارم، آنها را به 530 دینار خریده ام آنها را به جاى 500 دینار بدهكارى خود مى گذرم.
چندى نگذشت كه حضرت قائم به محمد بن جعفر نوشت: دكانها را از محمد بن هارون ، بجاى 500 دینار بدهكاریش ‍ بپذیر.


الكافی ، باب مولد الامام حدیث 28، ج 1، ص 524



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
دعای عظم البلا

شیعه تنها 
حق و حقیقت است
جانم فدای رهبر
ساعت فلش مذهبی

دریافت کد آهنگ

Untitled Document
روزشمار محرم عاشورا

 ? وبـــــلاگــــــ آل طـــــه ?


ابزار مذهبی وبلاگ
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic