قاسمیون
کانون فرهنگی هنری قاسم ابن الحسن (علیه السلام) کرمان
درباره وبلاگ


کانون فرهنگی قاسم بن الحسن علیه السلام در سال 1386 زیر نظر دبیرخانه کانون های فرهنگی استان کرمان تاسیس گردید. در کمتر از یک سال جزو برترین کانون های فرهنگی استان کرمان قرار گرفت.هدف از تشکیل این وبلاگ بصیرت افزایی به همه جوانان و نوجوانان کشورمان علی الخصوص جوانان دیار کریمان است.

آدرس : کرمان - خیابان ابوذر جنوبی - کوچه شماره هشت - جنب مسجد قاسم ابن الحسن علیه السلام

مدیر وبلاگ : محمدصابر باغخانی پور
قصه ای زیبا و تاثیرگذار.
سه برادر نزد امام علی علیه السلام آمدند و گفتند
میخواهیم این مرد را که پدرمان را کشته قصاص کنی. امام علی (ع) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟ آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. یکی از شترهایم شروع به خوردن درختی از زمین پدر اینها کرد، پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان ضربه زدم و او مرد. امام علی علیه السلام فرمودند: بر تو حد را اجرا میکنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت دهید. پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی بجا گذاشته پس اگر مرا بکشید آن گنج تباه میشه، و به این ترتیب برادرم هم بعد از من تباه میشود. امیرالمومنین (ع) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را میکند؟ مرد به مردم نگاه کرد و گفت این مرد. امیرالمومنین (ع) فرمودند: ای اباذر آیا این مرد را ضمانت میکنی؟ ابوذر عرض کرد: بله. امیرالمومنین فرمود: تو او را نمیشناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا میکنم! ابوذر عرض کرد: من ضمانتش میکنم یا امیرالمومنین. آن مرد رفت . و سپری شد روز اول و دوم و سوم ... و همه مردم نگران اباذر بودند که بر او حد اجرا نشود... اندکی قبل از اذان مغرب آن مرد آمد. و در حالیکه خیلی خسته بود، بین دستان امیرالمومنین قرار گرفت و عرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون زیر دستانت هستم تا بر من حد را جاری کنی. امام علی (ع) فرمودند:
چه چیزی باعث شد برگردی درحالیکه میتوانستی فرار کنی؟ آن مرد گفت:ترسیدم که بگویند "وفای به عهد" از بین مردم رفت... امیرالمونین از اباذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟ ابوذر گفت:ترسیدم که بگویند "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم رفت... اولاد مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از او گذشتیم. امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
 چرا؟ گفتند:میترسیم که بگویند "بخشش و گذشت" از بین مردم رفت... و اما من این پیام را برای شما فرستادم
تا نگویند "دعوت به خیر" از میان مردم رفت...


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 15 مرداد 1393

  تمنای شهادت

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:  
مَنْ طَلَبَ الشَّهَادَةَ صَادِقاً أُعْطَاهَا وَ إِنْ لَمْ تُصِبْه.
 هر كس به راستى خواهان شهادت باشد به (مقام) آن مى رسد، هر چند به شهادت نرسد.


عوالی اللئالی ،ج1،ص101



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دستور العمل طبی (تغذیه)  

ابو هاشم مى گوید: امام حسن عسكرى  روزه مى گرفت. وقت افطار آنچه غلامش ‍ براى او غذا مى آورد ما هم با آن حضرت از آن غذا مى خوردیم و من با آن حضرت روزه مى گرفتم. در یكى از روزها ضعف بر من چیره شد. اتاق دیگر رفتم و روزه – مستحبی - خود را با مقدارى نان خشك قندى شكست.
سوگند به خدا! هیچ كس از این جریان باخبر نبود. سپس به محضر امام حسن عسكرى  آمدم و نشستم حضرت به غلام خود فرمود: غذایى به ابوهاشم بده بخورد او روزه نیست من لبخندى زدم فرمود: چرا مى خندى؟ هرگاه خواستى نیرومند شوى گوشت بخور، نان خشك قندى قوت ندارد گفتم: خدا و پیامبرش و شما راست مى فرمایید (درود بر شما باد كه به اسرار آگاهید) آن گاه غذا خوردم ....


بحار الانوار: ج 2، ص



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
دعای عظم البلا

شیعه تنها 
حق و حقیقت است
جانم فدای رهبر
ساعت فلش مذهبی

دریافت کد آهنگ

Untitled Document
روزشمار محرم عاشورا

 ? وبـــــلاگــــــ آل طـــــه ?


ابزار مذهبی وبلاگ
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic